جوانی ملا

روزی ملانصرالدین می خواست سوار خرش شود. هر کاری کرد نتوانست. گفت: جوانی کجایی که یادت به خیر. بعد ملا دور و برش را نگاه کرد و وقتی دید کسی آنجا نیست زیر لبی گفت: خودمانیم ها، توی جوانی هم هیچ عددی نبودیم.

تعداد دفعات بازدید: 334