دعای خیر ملا

روزی ملانصرالدین به عیادت یکی از دوستانش رفته بود. پرسید: خوب حالت چطور است. مرد گفت: الحمدالله، تا امروز تب داشتم و گردنم هم درد می کرد اما از صبح تا حالا بهتر شده ام و تبم از صبح شکسته است. ملا گفت: خدا را شکر امیدوارم فردا گردنت هم بشکند.

تعداد دفعات بازدید: 441