عمامه دراز

روزی ملا داشت عمامه اش را می پیچید که روی سرش بگذارد ، اما هر چقدر آنرا پیچید به انتهای آن نرسید و از دراز بودنش کلافه شد و تصمیم گرفت آنرا بفروشد. فردای آنروز به بازار رفت و عمامه را به فروش گذاشت . خریداری آمد و عمامه را خوب وارسی کرد و گفت : ملا این که عمامه خوبی است چرا می خواهی آنرا بفروشی؟ ملا گفت : اگر راستش را بخواهی عمامه من یک عیب بزرگ دارد و اگر آن عیب را نداشت هرگز آنرا نمی فروختم .خریدار گفت: مثلا چه عیبی دارد؟ ملانصرالدین گفت : درازی بیش از اندازه !

تعداد دفعات بازدید: 296