دیزی پنبه

روزی ملانصرالدین ظرف دیزی کهنه ای را به بازار برد تا بفروشد. مشتری آمد و دیزی را دید و گفت: ته ظرف که سوراخ است و همه چیز از آن می ریزد. ملانصرالدین جواب داد: اختیار دارید، الان چند سال است که عیالم در آن پنبه نگه می دارد و تا الان هم چیزی از آن نریخته.

تعداد دفعات بازدید: 349