91 ) گره گشایی

صفوان در محضر امام صادق نشسته بود. ناگهان مردی از اهل مکه وارد مجلس شد و گرفتاریی که برایش پیش آمده بود شرح داد. معلوم شد که موضوع کرایه ای در کار است و کار به اشکال و بن بست کشیده است. امام به صفوان دستور داد:
«فورا حرکت کن و برادر ایمانی خودت را در کارش مدد کن.»
صفوان حرکت کرد و رفت و پس از توفیق در اصلاح کار و حل اشکال مراجعت کرد. امام سؤال کرد: «چطور شد؟»
- خداوند اصلاح کرد.
- بدان که همین کار به ظاهر کوچک که حاجتی از کسی بر آوردی و وقت کمی از تو گرفت، از هفت شوط طواف دور کعبه محبوبتر و فاضلتر است.
بعد امام صادق به گفته خود چنین ادامه داد:
مردی گرفتاری داشت و آمد حضور امام حسن و از آن حضرت استمداد کرد. امام حسن بلا فاصله کفشها را پوشیده و راه افتاد. در بین راه به حسین بن علی رسیدند در حالی که مشغول نماز بود. امام حسن به آن مرد گفت:
«تو چطور از حسین غفلت کردی و پیش او نرفتی؟» گفت:
«من اول خواستم پیش او بروم و از او در کارم کمک بخواهم، ولی چون گفتند
ایشان اعتکاف کرده اند و معذورند، خدمتشان نرفتم.»
امام حسن فرمود: «اما اگر توفیق برآوردن حاجت تو برایش دست داده بود، از یک ماه اعتکاف برایش بهتر بود.»

تعداد دفعات بازدید: 61