خانه بی سقف

روزی حاکم انگشتر بدون نگینی به ملا هدیه داد. ملانصرالدین انگشتر را به دست کرد و از خدا خواست که به جای محبتی که حاکم در حق او کرده است خداوند یک خانه بی سقف در بهشت به او عطا کند. حاکم پرسید: چرا بی سقف؟ ملانصرالدین گفت: قربانتان بروم! شما به دل نگیرید، ان شاالله وقتی نگین انگشتری رسید سقف خانه هم ساخته می شود.

تعداد دفعات بازدید: 331