دست و دلبازی

روزی پسر ملانصرالدین به پدرش گفت: دیشب خواب دیدم دو دینار انعام به من داده ای. ملانصرالدین گفت: درست است! پسر خوب و سر براهی باش تا آن را از تو نگیرم. حالا برو هر جور که دلت می خواهد خرجش کن و خوش باش.

تعداد دفعات بازدید: 320