لباس خریدن ملا

ملانصرالدین وارد حجره لباس فروشی شد. شلواری را برداشت و پوشید. چند قدم که راه رفت دید آن شلواری که می خواهد نیست و دوباره آن را در آورد و به فروشنده گفت: این را بگیر، به جایش یک پیراهن بده. فروشنده پیراهنی آورد و ملا آن را پوشید و راهش را گرفت و رفت.فروشنده گفت: پولش را ندادید. ملا گفت: به جای این پیراهن به شما شلوار دادم. فروشنده گفت: والا شما پول شلوار را هم نداده اید. ملانصرالدین گفت: مگر من شلوار برداشتم که پولش را بدهم.

تعداد دفعات بازدید: 311