رویای صادقانه

یک شب ملانصرالدین در خواب دید که گنجی پیدا کرده است اما گنج به قدری سنگین است که در اثر حمل آن شلوارش را خیس می کند. یک دفعه از خواب پرید و زنش هم بر سرش داد کشید که: ملا قباحت دارد. مرد به این گندگی شلوارش را خیس می کند! ملا با خونسردی گفت: زن حرف بیخودی نزن. اگر نصف دیگر خوابم هم درست بود اگر شلوارم را بدتر از این هم کرده بودم، دست و پایم را می بوسیدی.

تعداد دفعات بازدید: 373