اطمینان خاطر

ملانصرالدین مریض بود. رو به عیالش کرد و گفت: عیال جان، خواهش می کنم بعد از مردن من با آن همسایه که سالهاست با ما دشمنی دارد و مرا این همه به زحمت انداخته، شوهر نکنی.زن ملانصرالدین گفت: خیالت راحت من به کس دیگری قول داده ام.

تعداد دفعات بازدید: 307