مرده قدیمی

یک روز ملانصرالدین سخت بیمار شده بود دوستانش را خبر کرد و به آنها وصیت کرد و گفت: وقتی که مردم من را درقبر کهنه ای بگذارید. پرسیدند: جناب ملا! مگر می شود؟ چرا می خواهید این کار را بکنیم. ملانصرالدین جواب داد: چون این طوری انکر و منکر فکر می کنند من از مرده های قدیمی هستم و از من سوال و جواب نمی کنند.

تعداد دفعات بازدید: 335