معماری ملانصرالدین

ملانصرالدین تکه زمینی خریده بود. یک روز یکی از رفقایش را به سر زمین آورد و همینطور که راه می رفت نقشه ساختمان را برای او شرح می داد و جای جای ساختمان را برای او توضیح می داد بعد گفت: فقط نمی دانم مستراح خانه را کجا علم کنم. در همین حین که راه می رفت و با اشاره دست جای اتاقها و انبار و غیره را نشان می داد ناگهان بادی از او خارج شد. یک دفعه ملا همان جا ایستاد و گفت: خوب جای مستراح هم معلوم شد.

تعداد دفعات بازدید: 289