پسر نااهل

روزی ملانصرالدین پسرش را سرزنش کرد وگفت، پسر دست از این کارهایت بردارو شبها زودتر به خانه بیا . وقتی که من به سن و سال تو بودم اگر یک شب دیر به خانه می آمدم پدرم کاری می کرد که صد بار بگویم غلط کردم . پسر ملا گفت : از این قرار پدر شما خیلی آدم سنگ دلی بوده است . ملانصرالدین عصبانی شد و فریاد کشید : خفه شو ، پدر من از پدر احمق تو هزار مرتبه بهتر و مهربانتر بود .

تعداد دفعات بازدید: 430