کلید و صندوقچه

شبی دزد به خانه ملا آمد و صندوقچه جواهرات عیالش را با خودش برد.عیال ملا یک دفعه از خواب پرید و دید که صندوقچه نیست. با سر و صدا ملا را از خواب بیدار کرد و شروع کرد به گریه کردن، که ای وای بدبخت شدیم. ملانصرالدین خواب آلود زنش را آرام کرد و گفت: هیچ نگران نباش، کلید صندوقچه پیش من است.

تعداد دفعات بازدید: 352