گرفتاری ملانصرالدین

روزی یکی از رفقای ملا او را دید و گفت: جناب ملا، معلوم است کجایی؟ خیلی وقت است که پیدایتان نیست. ملا نصرالدین گفت: از تو چه پنهان! هفته پیش چند مرغابی خریدم، چون می ترسیدم ناغافلی توی حوض بروند و غرق شوند خانه مانده بودم و شنا یادشان می دادم.

تعداد دفعات بازدید: 294