زن پولدار

روزی ملانصرالدین در کنار رودخانه ایستاده بود و آه می کشید. یکی از دوستان به او رسید و از او علت ناراحتی اش را پرسید. ملا با ناراحتی گفت: چند سال پیش زن اولم موقع آبتنی توی رودخانه غرق شد و مرد. دوستش گفت: ملا جان ناشکر نباش، الان که زن قشنگ و مالداری نصیبت شده دیگر نباید ناراحت باشی. ملا گفت: ناراحتی من از اینست که این زنم برعکس اولی اصلا میلی به آبتنی کردن ندارد.

تعداد دفعات بازدید: 346