کوزه ملا

یک روز که ملا رفته بود از رودخانه آب بیاورد کوزه اش از دستش لیز خورد و درون رودخانه افتاد. زن ملا که دید او تا عصر برنگشته نگران شد و پی او رفت. دید که ملا هنوز همان جا نشسته.با تشر گفت: مرد تو رفتی آب بیاری یا آب بسازی. ملا گفت: کوزه ام افتاد توی آب، همین جا نشسته ام تا باد کند و روی آب بیاید تا آن را بردارم.

تعداد دفعات بازدید: 319