خوشامد تاجر

یکی از دوستان ملانصرالدین برایش خبر آورد که نوکر فلان تاجر مرده است. ملانصرالدین سر تا پا سیاه پوشید و گریه کنان به سمت خانه تاجر راه افتاد. در بین راه متوجه شد که خبر اشتباه بوده و خود تاجر مرده است. ملانصرالدین راه رفته را برگشت، دوستش پرسید پس چرا برگشتی؟ ملا جواب داد: من برای خوشامد تاجر می رفتم حالا برای خوشامد چه کسی بروم؟

تعداد دفعات بازدید: 273