اجابت دعا

روزی از روزها ملانصرالدین بیمار شد و در بستر بیماری افتاد. فک و فامیلهایش برای عیادت به خانه اش آمدند و مرتب برای سلامتی اش دعا می کردند. ملانصرالدین که دیگ خساستش به جوش آمده بود و دیگه کلافه شده بود بلند شد و گفت: دعاهایتان مستجاب شد و خداوند مریض شما را شفا بخشید، شما هم دیگر بلند شوید و بروید سر خانه و زندگی خودتان.

تعداد دفعات بازدید: 357