مهمان سمج

روزی ملا به خانه یکی از آشنایانش رفت و بعد به قول معروف کنگر خورد و لنگر انداخت. زن صاحبخانه که از دست مهمان سمج به تنگ آمده بود به شوهرش گفت: بهتر است که ما یک دعوای زرگری راه بیندازیم تا او متوجه بشود و راه خود را بگیرد و برود.خلاصه جنگ و دعوا سر گرفت. مرد صاحبخانه رو به ملا کرد و گفت: جناب ملا چون ممکن است که فردا از پیش ما بروید یک لطفی بکنید و بگویید حق به جانب کدام یک از ما است. ملانصرالدین که داشت برای خودش هندوانه ای می برید گفت: الان که فرصت ندارم انشالله در این چند ماهی که اینجا هستم جوابتان را خواهم داد.

تعداد دفعات بازدید: 361