انگشت نمای شهر

روزی ملانصرالدین آماده شد که به حمام برود. وقتی به حمام رسید حمامی به او گفت: آهای ملا امروز حمام در قرق بزرگان شهر است. ملا گفت: بزرگان شهر چه کسانی هستند؟ حمامی گفت: بزرگان شهر کسانی هستند که وقتی در شهر راه می روند انگشت نمای مردم شهر هستند. ملا سریع به خانه رفت، جل و پلاس خرش را برداشت و آن را حسابی قشنگ کرد و به آن سوار شد و به شهر رفت. مردم او را با خنده نشان هم می دادند. ملا با دبدبه و کبکبه به حمام نزدیک شد و جلوی در حمام ایستاد و به حمامی گفت: آهای حمامی برو کنار که بزرگترین انگشت نمای شهر دارد به حمام می آید!!

تعداد دفعات بازدید: 365