بوی گند

روزی کسی پیش ملانصرالدین نشسته بود که ناگهان بادی از او خارج شد. برای اینکه حواس ملا را پرت کند شروع کرد به سرفه کردن و هی کفشش را روی زمین کشید. ملانصرالدین گفت: گیرم که با این سر و صداها توانستی صدایش را خفه کنی، بوی گندش را می خواهی چکار کنی؟

تعداد دفعات بازدید: 309