کار بی عیب

ملانصرالدین مهمان حاکم شهر شد. سر سفره حاکم چند بار عطسه کرد و هر بار هم رویش به طرف ملا بود. ملانصرالدین با صورتی پر از آب دهان پرسید: جناب حاکم! به نظر شما این کار مودبانه است؟ حاکم گفت: بله، زیرا در شهر ما این کار عیب نیست. ملانصرالدین هم نامردی نکرد و بادی از خودش خارج کرد. حاکم عصبانی شد و گفت: عجب مرد بی تربیتی هستی، این چه کاری بدی بود که سر سفره انجام دادی؟ ملانصرالدین با خونسردی جواب داد: ولی این کار در شهر ما عیب نیست.

تعداد دفعات بازدید: 321