حضرت آقا

شبی دزدی رفت سراغ خانه ملا و کورمال کورمال شروع کرد به گشتن. ملانصرالدین در همین حین از خواب بیدار شد و دزد را دید و گفت: آقا جان، شرمنده ام والا به خدا. چیزی که تو در تاریکی شب به دنبالش می گردی، ما در روز روشن گشتیم و پیدایش نکردیم.

تعداد دفعات بازدید: 259