تخم ادراک

روزی ملانصرالدین از کنار مردابی می گذشت که اردکی یک دفعه از جلوی پایش پرید هوا. ملا دامن قبایش را دو دستی بالا گرفت و بنا کرد دنبال اردک دویدن. مردی او را دید و گفت: ملا این چه کاریست که می کنی؟ ملانصرالدین جواب داد: خدا را چه دیدی! شاید تخمی کرد و افتاد توی دامن من.

تعداد دفعات بازدید: 342