70 ) ابو اسحق صابی

ابو اسحق صابی از فضلا و نویسندگان معروف قرن چهارم هجری است. مدتی در دربار خلیفه عباسی و مدتی در دربار عزالدوله بختیار (از آل بویه) مستوفی بود.
ابو اسحق دارای کیش «صابی» بود که به اصل «توحید» ایمان دارند ولی به اصل «نبوت» معتقد نیستند. عزالدوله بختیار سعی فراوان کرد بلکه بتواند ابو اسحق را راضی کند که اسلام اختیار کند، اما میسر نشد. ابو اسحق در ماه رمضان به احترام مسلمانان روزه می گرفت، و از قرآن کریم زیاد حفظ داشت. در نامه ها و نوشته های خویش از قرآن زیاد اقتباس می کرد.
ابو اسحق مردی فاضل و نویسنده و ادیب و شاعر بود و با سید شریف رضی - که نابغه فضل و ادب بود - دوست و رفیق بودند. ابو اسحق در حدود سال 384 هجری از دنیا رفت و سید رضی قصیده ای عالی در مرثیه وی سرود که مضمون سه شعر آن این است:
«آیا دیدی چه شخصیتی را روی چوبهای تابوت حرکت دادند؟ و آیا دیدی چگونه شمع محفل خاموش شد؟
«کوهی فرو ریخت که اگر این کوه به دریا ریخته بود دریا را به هیجان می آورد و سطح آن را کف آلود می ساخت.
«من قبل از آنکه خاک، تو را در برگیرد باور نمی کردم که خاک می تواند روی کوههای عظیم را بپوشاند.»
بعدها بعضی از کوته نظران سید را مورد ملامت و شماتت قرار دادند که کسی مثل تو که ذریه پیغمبر است شایسته نبود که مردی صابی مذهب را که منکر شرایع و ادیان بود مرثیه بگوید و از مردن او اظهار تاسف کند.
سید گفت: «من به خاطر علم و فضلش او را مرثیه گفتم. در حقیقت علم و فضیلت را مرثیه گفته ام.»

تعداد دفعات بازدید: 54