آفرین

روزی ملانصرالدین با امیر برای شکار به جنگل رفتند. ناگهان آهویی را دیدند و امیر تیری انداخت، اما آهو فرار کرد و تیر به او نخورد. ملانصرالدین یکدفعه گفت: آفرین. امیر عصبانی شد و گفت: ای احمق مرا مسخره می کنی. ملا جواب داد: نه! من به آهو آفرین گفتم که اینقدر چابک و زرنگ بود.

تعداد دفعات بازدید: 352