سجده بی موقع

وزی ملا سوار بر الاغ داشت می رفت خانه پیش عیالش، که در بین راه زلزله آمد. ملا بلافاصله پیاده شد و سجده شکر به جا آورد.دوستی جلویش را گرفت و گفت: جناب ملا! این چه وقت سجده کردن است؟ ملانصرالدین جواب داد: لابد سقف خراب خانه ام تا حالا ریخته و اگر من آنجا بودم کارم تمام شده بود. حالا که از چنین بلایی جان به در برده ام و عمر دوباره ای نصیبم شده است شما بگویید جای شکر ندارد؟

تعداد دفعات بازدید: 261