آرزوی ملانصرالدین

روزی ملانصرالدین و رفقایش نشسته بودند و از آرزوهایشان صحبت می کردند. یکی از دوستان ملا پرسید: ملا چه آرزویی داری؟ ملا گفت: من آرزو دارم که حاکم بشوم. دوستش پرسید: و اگر حاکم بودی آن وقت چه کار می کردی؟ ملا گفت: امر می کردم که ماهیانه هزار دینار به من بدهند تا دیگر مجبور نباشم از صبح تا شب جان بکنم تایک لقمه نان بخور و نمیر پیدا بکنم.

تعداد دفعات بازدید: 418