طناب پیچ

ملانصرالدین بر سر چاهی رفت و خواست آب بکشد که ناگهان طناب پاره شد و سطل آب کشی دورن چاه افتاد. ملا مدتی بر سر چاه نشست. مردی از آنجا رد شد و گفت: ملا! منتظر چی هستی؟ ملا جواب داد: سطلم ته چاه افتاده منتظرم بیرون بیاید تا یقه اش را بگیرم و طناب پیچش کنم.

تعداد دفعات بازدید: 421