شرط طلاق

روزی ملانصرالدین در بازار داشت برای عیالش پیراهن زری می خرید. یکی از دوستان ملا او را دید و گفت: ملا! تو که می خواستی زنت را طلاق بدهی، چطور شده که می خوای براش پیراهن زری بخری. ملا جواب داد: عیالم شرط گذاشته که اگر برایش پیراهن زری بخرم با من به پیش قاضی می آید و حاضر به طلاق می شود.

تعداد دفعات بازدید: 418