شیر ینی

روزی ملانصرالدین در بازار از شیرینی های دکان شیرینی فروشی تعریف می کرد. دوستش گفت: به نظر من شیرینی خوب آن شیرینی است که ثروتمندان در خانه خودشان می پزند. ملانصرالدین به خانه آمد و به عیالش گفت که برایم شیرینی درست کن. زن گفت: تخم مرغ نداریم. ملانصرالدین گفت: هیچ اشکالی ندارد بدون تخم مرغ درست کن. زن گفت: قند نداریم. ملانصرالدین گفت: خوب بدون قند درست کن.بالاخره زن ملا هر چی گفت که این را نداریم و اون را نداریم ملا یک جوابی داد. زن ملا طبق دستورات شوهرش عمل کرد و شیرینی را پخت و حاضر کرد و جلوی ملا گذاشت. ملا اولین تکه را که خورد حالش بهم خورد و گفت: من نمی دانم این پولدارها چه طوری می توانند شیرینی هایی به این بد مزگی را بخورند.

تعداد دفعات بازدید: 313