شعرا و اشعار
اطلاعات عمومي فرهنگ ، شعر و ادب هنر ( موسيقي ، نقاشي و ...)       اطلاعات ضروري سرگرمي    صفحه اول
 
نيما يوشيج  >>  مرغ شباويز
به شب آويخته مرغ شباويز
مدامش کار رنج افزاست، چرخيدن
اگر بي سود مي چرخد
وگر از دستکار شب، درين تاريکجا، مطرود مي چرخد

به چشمش هر چه مي چرخد، ـــ چو او بر جاي ـــ
زمين، با جايگاهش تنگ
و شب، سنگين و خونالود، برده از نگاهش رنگ
و جاده هاي خاموش ايستاده
که پاي زنان و کودکان با آن گريزانند
چو فانوس نفس مرده
که او در روشنايي از قفاي دود مي چرخد
ولي در باغ مي گويند
« به شب آويخته مرغ شباويز
به پا، زآويخته ماندن، بر اين بام کبود اندود مي چرخد
دفعات مراجعه و مشاهده اين مطلب : 195
برگشت
 
 
:: شعرا و اشعار ::
احمد شاملو
الميرا زارع
اميد ميلاني ( رها )
باقي اعلايي ، علي رضا
پروين اعتصامي
حسين پناهي
حسيني ( شعار )
حميد مصدق
سهراب سپهري
سياوش کسرايي
سيمين بهبهاني
شهريار ، محمد حسين
طهماسب پورشهرک،محمدحسين
فروغ فرخزاد
فريدون مشيري
محمد رضا شفيعي کدکني
مريم حيدر زاده
مهدي اخوان ثالث
نادر نادرپور
نيما يوشيج
هوشنگ ابتهاج
يدالله رويايي
 
. کليه حقوق اين وب‌سايت متعلق به آينه دات نت ميباشد . برداشت مطلب و عکس با ذکر ماخذ آزاد است
طراحی و پیاده سازی توسط | ميزباني توسط : تاژان وب