شعرا و اشعار
اطلاعات عمومي فرهنگ ، شعر و ادب هنر ( موسيقي ، نقاشي و ...)       اطلاعات ضروري سرگرمي    صفحه اول
 
نيما يوشيج  >>  شب است
شب است
شبي بس تيرگي دمساز با آن
به روي شاخ انجير کهن « وگ دار» مي خواند، به هر دم
خبر مي آورد طوفان و باران را. و من انديشناکم

شب است
جهان با آن، چنان چون مرده اي در گور
و من انديشناکم باز
ـــ اگر باران کند سرريز از هر جاي؟
ـــ اگر چون زورقي در آب اندازد جهان را؟

در اين تاريکي آور شب
چه انديشه وليکن، که چه خواهد بود با ما صبح؟
چو صبح از کوه سر بر کرد، مي پوشد ازين طوفان رخ آيا صبح؟
دفعات مراجعه و مشاهده اين مطلب : 269
برگشت
 
 
:: شعرا و اشعار ::
احمد شاملو
الميرا زارع
اميد ميلاني ( رها )
باقي اعلايي ، علي رضا
پروين اعتصامي
حسين پناهي
حسيني ( شعار )
حميد مصدق
سهراب سپهري
سياوش کسرايي
سيمين بهبهاني
شهريار ، محمد حسين
طهماسب پورشهرک،محمدحسين
فروغ فرخزاد
فريدون مشيري
محمد رضا شفيعي کدکني
مريم حيدر زاده
مهدي اخوان ثالث
نادر نادرپور
نيما يوشيج
هوشنگ ابتهاج
يدالله رويايي
 
. کليه حقوق اين وب‌سايت متعلق به آينه دات نت ميباشد . برداشت مطلب و عکس با ذکر ماخذ آزاد است
طراحی و پیاده سازی توسط | ميزباني توسط : تاژان وب