به من بگو چرا؟
اطلاعات عمومي فرهنگ ، شعر و ادب هنر ( موسيقي ، نقاشي و ...)       اطلاعات ضروري سرگرمي    صفحه اول
 
آخرين مطالب اضافه شده به بخش "به من بگو چرا؟"
چرا خسته مي شويم ؟ ( ۱
خستگي بدن را مي توان نوعي مسموميت آن دانست .
عضلات به هنگام كار ، اسيدلاكتيك توليد مي كنند و اين خود باعث خستگي آنها مي شود . اگر بتوانيم اين اسيد را از عضو خسته بيرون بكشيم ، آن عضو دوباره نيروي كار كردن پيدا مي كند.
در جريان كارهاي روزانه ، بدن به وسيله ( اسيد لاكتيك ) مسموم مي شود .
در بدن مواد ديگري نيز بر اثر فعاليت عضلات پديد مي آيند كه آنها را زهرا به خستگي مي خوانند . خون اين مواد را در بدن انسان حمل مي كند ، و با خود به نقاط مختلف آن مي رساند .
از اينرو تنها عضلات نيستند كه احساس خستگي مي كنند ، بلكه تمام بدن ، به ويژه مغز ، همه وهمه دچار خستگي مي شوند .
دانشمندان آزمايش جالبي درباره خستگي انجام داده اند :
هرگاه خون سگي را كه كاملا سر حال است ، به سگي خسته كه از پا افتاده و مي خواهد بخوابد تزريق كنند ، فوري خستگي اش برطرف مي شود . برعكس ، اگر خون سگي خسته را به سگي ديگر تزريق كنند ، او نيز احساس تشنگي مي كند و خواب را بر هر چيز ديگر ترجيح مي دهد .
خستگي تنها يك عمل شيميايي نيست ، بلكه عملي بيولوژيك نيز مي باشد . به هنگام خستگي نبايد بدن را به كار واداريم ، بلكه بايد خود را رها كنيم و بگذاريم سلولها كاملا استراحت كنند . بدينوسيله ، اعضاي خسته خود را از آسيب خستگي رها مي سازيم . سلولهاي عصبي مغز نيز مجددا نيرو مي گيرند و بدن را آماده كار مجدد مي سازند .
خواب هميشه براي انسان لازم است . خواب وسيله اي است كه به بدن خسته ، بار ديگر نيرو مي بخشد .
درباره خستگي بايد يك نكته جالب را خاطرنشان سازيم . آن اين كه ممكن است شخصي كه ساعتها پشت ميز خود كار كرده و خسته شده است براي رفع خستگي نخواهد دراز بكشد ، بلكه ترجيح بدهد اندكي به گردش بپردازد . يا هنگامي كه بچه ها از مدرسه مي آيند ، بجاي خواب و استراحت به بازي روي مي آورند و جست و خيز را به لم دادن و استراحت ترجيح مي دهند . آيا مي دانيد دليل اين كار چيست ؟
علت آن است كه گاهي فقط يك قسمت از بدن مانند دستها ، پاها ، چشمها و يا تنها مغز خسته مي شود . در اينصورت بهترين راه براي رفع خستگي به كار انداختن ساير قسمتهاي بدن است . چه فعاليت آنها باعث افزايش در تنفس مي شود . جريان خون نيز سريعتر شده ، غده ها بيشتر فعاليت مي كنند . در نتيجه مواد زائدي كه سبب ايجاد خستگي در بدن شده اند ، از قسمتهاي خسته آن دفع مي شوند .
اما اگر تمام بدن احساس خستگي كند ، بهترين چاره برايش همان خواب است .


چگونه تشنه مي شويم ؟ ( ۲

اگر در حال تشنگي چيزي براي نوشيدن نداشته باشيم ، تشنگي چنان بر ما فشار مي آورد كه جز آن به هيچ چيز ديگر نمي انديشيم .
همه ما روزي طعم تشنگي را چشيده ايم ، ولي سرانجام خوشبختانه آبي پيدا كرده و خود را از چنگ آن رها ساخته ايم .
هرگاه انساني چند روز پي در پي تشنه بماند بيشك جان خود را از دست خواهد داد .
بدن به ذخيره آب بسيار نيازمند است . چه حدود 50 تا 60 درصد از بدن ما را آب تشكيل مي دهد .
بزرگسالان روزانه حدود دو سوم ليتراز آب بدن خود را به صورت عرق از دست مي دهند . هنگام دفع مواد زائد نيز حدود يك ليتر آب از بدنشان خارج مي شود . از سوي ديگر ، ما چه آب بنوشيم يا ننوشيم ، ازراههاي گوناگون آب وارد بدنمان مي شود . مثلا غذايي كه روزانه صرف مي كنيم حدود يك سوم ليتر آب وارد بدنمان مي كند . ولي اين هرگز جبران آبها دفع شده را نكرده و نه مقدار آبي كه براي ما لازم است ، در بدن نگاه مي دارد .
تشنگي علامتي است كه به انسان هشدار ميدهد ، تا به رفع نياز خود و گرفتن آب لازم بپردازد .
خشكي دهان يا گلو ، بر خلاف پندار مرد م ، دليل تشنگي نيست . اين خشكي ممكن است بعللي باعث عصبانيت ، فعاليت زياد و كندي ترشح آب دهان ، بروز كند . خشكي دهان را مي توان با مقدار آب ليمو بر طرف ساخت . ولي اگر براستي تشنه باشيم اين كار هرگز علاج تشنگي مارا نخواهد كرد .
بر عكس ، گاهي ممكن است دهان پر آب باشد ، معده و مجاري خون و ادرار نيز همه آب كافي در بر داشته باشند ولي باز احساس تشنگي كنيم . علت اين امر آنست كه گاهي تشنگي بر اثر تغييراتي كه در نمك خون پديد مي آيد ، به انسان دست مي دهد .
در حال عادي ، خون به حد كافي نمك و آب در بر دارد . ولي همينكه ميزان طبيعي آب به هم بخورد و نمك نسبت به آبي كه در خون است بيشتر شود ، در اين هنگام تشنگي بروز مي كند .
نقطه اي در مغز وجود دارد كه به نام مركز تشنگي خوانده مي شود .
اين مركز مسئول كنترل نمك خون مي باشد . هنگامي كه تغييري در آن رخ دهد ، ( مركز تشنگي ) به قسمت پشت گلو ، آگاهي مي دهد . اين خبر دوباره به مغز باز گشته و از همبستگي اين ارتباطات حالتي به ما دست مي دهد كه مي گوييم ( تشنه ) هستيم .

چرا بدنمان نياز به نمك دارد ؟ ( ۳

در بدن انسان تقريبا 50 ليتر آب وجود دارد . يعني بخش عمده بدن ما را آب تشكيل مي دهد .
براي مثال ، عضلات 75 درصد ، كبد 70 درصد ، مغر 79 در صد و كليه 83 درصد از آب درست شده اند . نه آب خالص بلكه محلولي از نمك است كه قسمت (( مايع بدن )) را تشكيل مي دهد .
چرا و چگونه بدن اين همه آب در برگرفته است ؟
بنا به يكي از فرضيه هاي علمي ،تمام جانوراني كه در خشكي زيست دارند در اصل موجوداتي آلي بوده اند كه زندگي و پيدايششان در دريا بوده است . مايع بدن اين موجودات نيز همه آب شور دريا بود .
روزي كه اين موجودات به خشكي كوچ كردند ، هنوز آب دريا در بدنشان باقي بود .
همه مي دانيم كه از سويي خاك به طور طبيعي قادر نيست كه نمك قابل توجهي پديد آورد . از سوي ديگر ، نمك در آب حل مي شود و از اينرو زمينهاي خشك ، بيشتر نمك خود را با آب باران ، به رودخانه ها و اقيانوسها مي سپارند . بنابراين ، گياهاني كه در اينگونه زمينها مي رويند به حد كافي نمكدار نيستند . پس اگر حيواني بخواهد از گياهان تغذيه كند ، ناچار است كه نمك بدن خود را از جاي ديگر بگيرد .
اكنون ببينيم چرا بدن به اين همه نمك نيازمند است ؟
بدن هر روز مقداري از آب خود را همراه با نمك از دست مي دهد . از طرفي غذاي گياهي هم كه قادر نيست نمك از دست رفته را جبران كند ، پس بايد از جاي ديگر نمك بدن را تامين كند .
اما حيواناتي كه از حيوانات ديگر تغذيه مي كنند هرگز به نمك اضافي نياز ندارند . آنها نمك لازم را از طريق طعمه خود بدست مي آورند .
اين مطلب درباره انسان نيز صحيح است ، زيرا براي مثال ( اسكيموها ) كه گوشت زياد مي خورند ، بسيار كم به نمك نياز پيدا مي كنند . اما برعكس مردمي كه دور از دريا زندگي مي كنند ، مجبورند مقدار بيشتري نمك بكار برند .
نمك از روزگاران قديم پيوسته مورد توجه و اهميت بشر بوده است . در مكزيك ، مردم خدايي به نام خداي نمك داشتند . در اروپا به افرادي كه براي تهيه نمك كار مي كردند اجرت بيشتري مي دادند . امروزه نيز در زبان انگليسي ، براي دستمزد و حقوق ، واژه اي بكار مي رود كه از كلمه لاتيني ( نمك ) گرفته شده است . اين واژه ( سلري ) است .
نمك بيشتر در پوست بدن اندوخته مي شود . اگر شخصي غذاي بدون نمك بخورد به تدريج نمك از خونش كم مي شود . آنگاه پوست بايد ذخيره خود را بكار اندازد و آنرا به خون برساند .
اينگونه تخليه نمك از پوست ، براي برخي بيماريهاي پوستي مفيد است . از اينرو مي بينيم كه براي برخي بيماريها ، غذاي بي نمك تجويز مي شود .
قسمت عمده نمك بدن بوسيله فعاليت ( كليه ) ها از بين مي رود . حال اگر كليه ها بيمار شوند ، انسان بايد غذاي كم نمك بخورد ، تا فعاليت آنها را كم كند و از خستگيشان بكاهد .

چرا عرق مي كنيم ؟ ( ٤
بدن انسان را مي توان به ( كوره ) اي تشبيه كرد .
غذايي كه ما مي خوريم سوخت بدن به شمار مي رود . بدن پيوسته غذا را مي سوزاند و بدينوسيله چرخ خود را به گردش در مي آورد . مصرف روزانه بدن حدود 2500 كالري بطور متوسط است .
حرارتي كه اينگونه در بدن بوجود مي آيد بقدري است كه مي تواند 25 ليتر آب را بجوش مي آورد .
اكنون ببنيم اين همه حرارت به كجا مي رود ؟
البته بدن داراي يك دستگاه كنترل حرارت است كه اگر وجود نداشت اندام ما بيشك تبديل به يك چيز بسيار داغي مي شد . از اين رو خوشبختانه گرماي بدن هرگز زياد بالا نمي رود مگر در حالت بيماري . گرماي بدن هميشه در حد متوسطي كه 37 درجه است ، باقي مي ماند .
يكي از وسايل تنظيم بدن ، همين عرق كردن است . براي تنظيم حرارت بدن ، مركزي در مغز وجود دارد كه شامل سه بخش مي باشد :
1 ـ بخش حرارت ( يا دستگاه گرم كننده )
2- بخش برودت ( يا دستگاه سرد كننده )
3- بخش كنترل ، كه حرارت و برودت بدن را تنظيم مي كند .
حال فرض كنيد ، درجه حرارت خون به عللي پايين آمده است . در اينصورت بخش حرارتي مغز به كار مي افتد و به سرغت كارهايي را انجام ميدهد . در اينجا غده هاي ويژه اي به منظور تامين سوخت ، مواد شيميايي خاصي را ترشح مي كند . عضلات و كبد كه به سوخت بيشتري نياز پيدا كرده اند ، آنها را فوري به مصرف مي رسانند . آنگاه بر اثر اين كارها فوري درجه حرارت بدن بالا ميرود و به سطح عاديش مي رسد .
اين فعاليت همه به دستور (( بخش حرارتي )) مغز صورت گرفته است .
اكنون عكس حالت بالا تصور كنيد . يعني وقتي درجه حرارت خون به عللي بالاتر از حد طبيعي مي رسد . در اينصورت بخش برودت مغز به كار افتاده ، باعث كندي عمل اكسايش در بدن مي شود .
به علاوه ، رگهاي پوست انبساط مي يابند تا بتوانند مقدار بيشتري گرما را به خارج بدن پخش و عرق بدن را نيز تبخير كنند . چون وقتي كه مايعي بخار مي شود ، با خود گرما را نيز به هوا مي برد . آيا هيچ توجه كرده ايد كه شما بعد از حمام احساس خنكي يا سرما مي كنيد . علت آنست كه روي پوست گرم ما آبي نشسته و با بخار آن حرارت نيز خارج مي شود واز اينرو به ما احساس سرما دست مي دهد . همينگونه عرق نيز براي خنك كردن بدن ، صورت مي گيرد و از منفذهاي پوست ما بيرون مي ريزد .
عرق مانند دوش در داخل بدن ، كار شستشو را انجام مي دهد . عرق به صورت مايعي كه از قطرات بسيار ريز پديد آمده ، در بدن ما جاري مي گردد .اين قطره هاي كوچك به سرعت بخار مي شوند و بدن را در موارد لازم خنك مي كنند .
در روزهاي مرطوب ، ما اندكي ناراحتيم ، زيرا آبهاي موجود در پوست بدنمان به آساني تبخير نمي شوند . در اين هنگام بادزن را به كار مي اندازيم ، زيرا بادزن رطوبت هوا را از ما دور مي كند و آنگاه بدنمان به راحتي مي تواند عرق كند .

ويتامينها چه موادي مي باشند ؟ ( ۵
ويتا كه در واژه (( ويتامين )) يافت مي شود ، خود واژه اي جداگانه است به معناي زندگي .
بنابراين ، ويتامينها موادي هستند كه براي ادامه زندگي لازمند . اين مواد به وسيله گياهان يا مواد حيواني كه وارد بدن مي شوند ، تامين مي گردند .
تا اواخر قرن 19 ، بيماري خطرناكي به فساد خون ( يا اسقربوط ) در ميان ملوانان و كاركنان كشتي ها رواج داشت . دانشمندان در اواخر قرن 18 به اين نكته پي بردند كه خوردن ميوه و سبزي هاي تازه در علاج اين بيماري موثر است .
سپس آنها صدها سال به كاوش پرداختند تا دريافتند كه سبزي ها و ميوه هاي تازه ، مولد ويتامينها هستند .
دانشمندان در قديم چون به خوبي طبيعت شيميايي ويتامينها را نمي شناختند ، نامهاي مخصوصي برايشان انتخاب نكردند . فقط آنها را بدينگونه نام بردند كه مي گفتند : ويتامين ( آ ) ، ( ب ) ، ( ث ) و غيره .
چرا ويتامين براي سلامتي انسان لازم است ؟
ويتامين ( آ ) هميشه همراه با چربي در بدن حيوانات يافت مي شود . اين ويتامين در گياهان تازه وجود دارد . چون حيوان گياهي را مي خورد ويتامين ( آ ) به بدنش منتقل مي شود .
اين ويتامين براي جلوگيري از عفونت به كار مي رود . در كاهو ، اسفناج ، هويج و حتي در شير ، زرده تخم مرغ و روغن ماهي مي توان ويتامين ( آ ) را بوفور يافت .
ويتامين ( ب ) يا ( مجموعه ويتامينهاي ب ) كه سالها آنها را فقط يك نوع ويتامين مي پنداشتند ، اكنون به نامهاي ( ب 1 ) ، ( ب 2 ) و غيره خوانده مي شود . كمبود ان باعث بروز بيماري بري بري است .
ويتامين ( ب 1 ) در شير ، ميوه هاي تازه ، حبوبات و سبزي هاي تازه پيدا مي شود . اين ويتامين هميشه بايد در بدن وجود داشته باشد .
ويتامين مهم ديگر ،ويتامين ( ث ) است . از فقدان آن بيماري ( فساد خون ) پديد مي آيد . بر اثر اين بيماري مفصلها سفت گشته ، دندانها لق و استخوانها ضعيف و لاغر مي شود .
پرتقال ، كلم ، گوجه فرنگي سرشار از ويتامين ( ث ) هستند .
بدن قادر نيست كه اين ويتامين را ذخيره كند . از اينرو آنرا بايد تازه وارد بدن كرد .
ويتامين ( د ) اين ويتامين براي درست شدن استخوانها و رشد دندانها در كودكان شيرخوار اهميت زيادي دارد . اين ويتامين به مقدار زياد در روغن ماهي ، جگر و زرده تخم مرغ يافت مي شود .
از تابش خورشيد بر بدن نيز ويتامين ( د ) به وجود مي آيد . اگر وضع غذايي شما خوب باشد ، ويتامينها به مقدار لازم خود بخود وارد بدنتان مي شوند .

 
 
:: به من بگو چرا؟ ::
بدن انسان
جهاني که گرداگرد ما ست
نخستين پديده ها
 
. کليه حقوق اين وب‌سايت متعلق به آينه دات نت ميباشد . برداشت مطلب و عکس با ذکر ماخذ آزاد است
ميزباني توسط : تاژان وب