طالب آملی

طالب آملی در سال 987 در یکی از روستاها ی آمل زاده شد. گرچه اغلب تذکره نویسان زادگاه او را امل دانسته اند ولی خود در شعرهایش به روستا زاده بودن خود اشاره دارد:

«طالب» از نظم تو شهر و روستا در غلغل است

چون تو شهری شاعری از روستایی بر نخاست

 

در 21 سالگی از آمل به کاشان و اصفهان می رود و از انجا به عتبه بوسی آستان امام ٍثامن علی بن موسی الرضا (ع) می شتابد و شعرهایی در بزرگداشت این امام می سراید.

طالب آملی که زندگی را به سختی می گذرانید همچون بسیاری از شاعران همزمانش پس از خراسان به مرو و از آنجا به هندوستان سفر می کند.

در هندوستان مقدم او را گرامی می دارند و طالب آملی در سال 1028 به ملک الشعرای دربار جهانگیر ملقب می شود . طالب ، با وجود اینکه در هندوستان در رفاه مادی می زیست اما دائما یاد وطن با او بود. در بسیاری از شعرهای او این اشتیاق نمایان است:

ورساحت آرامگه دهر غریبم

من قدسیم این کشور خاکی وطنم نیست

 

«طالب» دلم از شوق صنم سینه شکافست

اما سر همصحبتی برهمنم نیست.

 

یا:

 

به وطن گر نمیرسد دستم

آرزوی وطن بس است مرا

 

پس از سالهامدیحه سرایی در شهر لاهور به خدمت پیر روشندلی به نام شاه ابوالمعالی می رسد و از آن پس در سلسلهء فقرا وارد میشود و دست توسل به عنایات ائمهء اطهار می زند .

طالب آملی در سال 1036 چشم از تماشای جهان فرو بست.

 

تعداد دفعات بازدید: 269