فتحعلی خان صبا

ملک الشعراء فتحعلی خان صبای کاشانی یکی از ستارگان درخشان شعر پارسی است که در اواخر قرن دوازدهم و در اوایل قرن سیزدهم هجری در آسمان ادب ایران درخشید و از نظر کثرت اشعار و تنوع آثار علاوه بر آن که معاصران خود را تحت الشعاع قرار داد، در امر تحول و نهضت ادبی آن زمان پیشرو بود. وی به سال 1179 ه. ق در یک خانواده بزرگ کاشان دیده به جهان گشود. پدرش عامل ضرابخانه کاشان بود. صبا در اثر داشتن استعداد و نبوغ فطری به شغل پدر که موروثی آن خانواده بود، التفاتی ننمود و در راه تحصیل علم و ادب و کسب کمالات کوشش فراوان نمود. لذا نزد حاج سلیمان صباحی بیدگلی از شعرای معروف زندیه که معاصر ومصاحب هاتف اصفهانی و آذر بیدگلی است، تلمذ جست و از فضایل و کمالات این استاد مستفیذ گردید. وی به خاطر کمالاتی که در وجودش دیده شده بود، به خدمت فتحعلی شاه قاجار درآمد. به طوری که از طرف فتحعلی شاه حکومت زادگاهش کاشان و همچنین قم را به وی دادند و لقب ملک الشعرایی را نیز به او که جوانی سی و چند ساله بود ،تفویض کردند؛ ولی سرانجام سعایت دشمنان و حاسدان باعث شد که او از شغل حکومت کناره گرفته و کنج عزلت را برای خود انتخاب کند.

فتحعلی خان در انواع و اقسام شعر مهارت داشته و در هر رشته آثار ممتازی از خود به یادگار گذاشته است که نمودار وسعت معلومات و قدرت طبع سخن پرداز اوست. ولی بیشتر تبحر و تخصص او در سرودن قصاید و مثنویات است و آثارش اغلب در این دو قالب ( قصیده و مثنوی ) شکل گرفته است.

مهم ترین و بهترین مثنویه ایی که صبا از خود به یادگار گذاشته «شهنشاه نامه» در شرح سلطنت فتحعلی شاه قاجار می باشد که در حدود چهل هزار بیت اشعار حماسی به طرز شاهنامه فردوسی در بحرمتقارب دارد و دیگری « خداوند نامه» است که در وصف غزوات و معجزات رسول اکرم(ص) و مشتمل بر سی هزار بیت است.

از دیگر مثنوی های او می توان از گلشن صبا ، مقالات شهنشاهی، خلاصه الاحکام، عبرت نامه نام برد. تذکره ها تعداد اشعار صبا را از صد هزار تا چهار صد هزار بیت نوشته اند . صبا در سال 1238 ه.ق جهان را وداع گفت.

از او دو پسر ماند یکی به نام محمد حسین خان متخلص به «عندلیب» که به جای پدر از طرف فتحعلی شاه لقب ملک الشعرایی یافت و دیگری ابوالقاسم خان متخلص به فروغ است که هر دو ذوق شعر و طبع سخن پرداز را از پدر به ارث برده بودند. پسر عندلیب نیز محمود خان ملک الشعراء است که از شاعران بزرگ دوره قاجاریه محسوب می شود و ملک‌الشعراء زمان ناصرالدین شاه بود.

از اشعار اوست:

 

شنیدم که لقمان پسر را به مهر
به اندرز فرمود که ای خوب مهر


مخور لقمه جز خسروانی خورش
که تن یابدت زان خورش پرورش

به هر خطه ای خانه بنیاد کن
وزو خاطر دوستان شاد کن

بگفت ای پدر پند ممکن سرای
بگفت ای پسر سوی معنی گرای

 

چنان لقمه بر خویش گیر تنگ
که در کام شهرت نماید شرنگ

چنان جا کن از مهر در هر دلی
که هر جا روی باشدت منزلی

تعداد دفعات بازدید: 703