متن شعر

ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم

ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
دل رنجور به طنبور نوایی دارد
به خرابات بدستیم از آن رو مستیم
ساقیا زین همه بگذر بده آن جام شراب
همه را غرق کن و بازرهان زین اعداد
دل ما یافت از این باده عجایب بویی
از برون خسته یاریم و درون رسته یار
همه مستیم و خرابیم و فنای ره دوست
هله خاموش بیارام عروسی داریم
 
گوش خود بر دم شش تای طرب بنهادیم
دل صدپاره خود را به نوایش دادیم
کوی دیگر نشناسیم در این کو زادیم
همه را جمله یکی کن که در این افرادیم
مزه​ای بخش که ما بی​مزه اعدادیم
لاجرم از دم این باده لطیف اورادیم
لاجرم مست و طربناک و قوی بنیادیم
در خرابات فنا عاقله ایجادیم
هله گردک بنشینیم که ما دامادیم
تعداد دفعات مشاهده: 107