متن شعر

ای جان و جهان چه می​گریزی

ای جان و جهان چه می​گریزی
ما را به چه کار می​فرستی
چون تیر روی و بازآیی
باری تو هزار گنج داری
ای که شکرت کران ندارد
چون محرم هر شکر دهان است
ایمن ز امان توست عالم
عالم همه گرگ مردخوار است
خامش که زبان همه زیان است
 
وی فخر شهان چه می​گریزی
پنهان پنهان چه می​گریزی
این دم ز کمان چه می​گریزی
زین نیم زیان چه می​گریزی
بنشین به میان چه می​گریزی
از پیش دهان چه می​گریزی
ای امن امان چه می​گریزی
ای دل ز شبان چه می​گریزی
تو سوی زیان چه می​گریزی
تعداد دفعات مشاهده: 77