متن شعر

مرا هر لحظه منزل آسمانی

مرا هر لحظه منزل آسمانی
تو گویی کو طمع کرده​ست در من
بر آن چشم دروغت طمع کردم
بر آن عقل خسیست طمع کردم
چه نور افزاید از برق آفتابی
ز یک قطره چه خواهد خورد بحری
چه رونق یا چه آرایش فزاید
به حق نور چشم دلبر من
به حق آن دو لعل قندبارش
که مقصودم گشاد سینه​ای بود
غرض تا نانی آن جا پخته گردد
ز بهمان و فلان تو فارغ آیند
 
تو را هر دم خیالی و گمانی
جهانی زین خیال اندر زیانی
که چون دوزخ نمودستت جنانی
که جان دادی برای خاکدانی
چه بربندد ز ویرانی جهانی
ز یک حبه چه دزدد گنج و کانی
ز پژمرده گیایی گلستانی
که روشنتر از این نبود نشانی
که شرح آن نگنجد در دهانی
نه طمع آنک بگشایم دکانی
نه آنک درربایم از تو نانی
طمع آن نی که گویندم فلانی
تعداد دفعات مشاهده: 47