متن شعر

در پرده دل بنگر صد دختر آبستان

در پرده دل بنگر صد دختر آبستان
بشنو چه به اسرارم می آید از آن طارم
در عربده افتاده از عشق چنین خوبان
از عقل بپرسیدم کاین شهره بتان چونند
در شرق خداوندی شمس الحق تبریزی
 
زان گنجگه دل​ها زان سجده گه مستان
یک دم که از این سو آ یک دم که قدح بستان
هم لشکر ترکستان هم لشکر هندستان
گفتا پنهان صورت پیدا به فن و دستان
آیند و روند این​ها در هر چمن و بستان
تعداد دفعات مشاهده: 63