متن شعر

با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن

با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن
ای گلشن تو زندگی وی زخم تو فرخندگی
گفتی که جان بخشم تو را نی نی بگو بکشم تو را
زاهد چه جوید رحم تو عاشق چه جوید زخم تو
آن در خلاص جان دود وین عشق را قربان شود
ای تافته در جان من چون آفتاب اندر حمل
 
چون او ببیند روی تو هر برگ او گردد سه من
وی بنده​ات را بندگی بهتر ز ملک انجمن
تا زنده​ای باشم تو را چون شمع در گردن زدن
آن مرده​ای اندر قبا وین زنده​ای اندر کفن
آن سر نهد تا جان برد وین خصم جان خویشتن
وی من ز تاب روی تو همچون عقیق اندر یمن
تعداد دفعات مشاهده: 147