متن شعر

آفتابا سوی مه رویان شدی

آفتابا سوی مه رویان شدی
آتشی در کفر و ایمان شعله زد
پست و بالا عشق پر شد همچو بحر
عالمی پرآتش عشاق بود
هر سحرگه پیش قانون های تو
بی وجودی گر تو را نقصان نهد
خاک پای شمس تبریزی ببوس
 
چرخ را چون ذره ها برهم زدی
چون بگستردی تو دین بیخودی
چشمه چشمه جوش جوش سرمدی
بر سر آتش تو آتش آمدی
سجده آرد دین پاک احمدی
بی وجودان را چه نیکی یا بدی
تا برآری سر ز سعد و اسعدی
تعداد دفعات مشاهده: 461