متن شعر

صلا ای صوفیان کامروز باری

صلا ای صوفیان کامروز باری
صلا کز شش جهت درها گشاده​ست
صلا کاین مغزها امروز پر شد
صلا که یافت هر گوشی و هوشی
صلا که ساعتی دیگر نیابی
در آن میدان که دیاری نمی​گشت
چو هیزم اندر این آتش درآیید
میان شوره خاک نفس جز وی
تو اندر باغ​ها دیدی که گیرد
 
سماع است و نشاط و عیش آری
ز قعر بحر پیدا شد غباری
ز بوی وصل جانی جان سپاری
ز بی​هوشی مطلق گوشواری
ز مشرق تا به مغرب هوشیاری
به هر گوشه​ست روحانی سواری
که تا هفتم فلک دارد شراری
به هر سویی درختی جویباری
درختی مر درختی را کناری
تعداد دفعات مشاهده: 77