متن شعر

برای تو فدا کردیم جان​ها

برای تو فدا کردیم جان​ها
شنیده طعنه​های همچو آتش
اگر دل را برون آریم پیشت
اگر دشمن تو را از من بدی گفت
بیا ای آفتاب جمله خوبان
که بی​تو سود ما جمله زیانست
گمان او بسستش زهر قاتل
 
کشیده بهر تو زخم زبان​ها
رسیده تیر کاری زان کمان​ها
ببخشایی بر آن پرخون نشان​ها
مها دشمن چه گوید جز چنان​ها
که در لطف تو خندد لعل کان​ها
که گردد سود با بودت زیان​ها
که در قند تو دارد بدگمان​ها
تعداد دفعات مشاهده: 186