متن شعر

ای صید رخ تو شیر و آهو

ای صید رخ تو شیر و آهو
چندانک توانیش تو می​پوش
در روزن سینه​ها بتابید
اندر عدم و وجود افکند
ای قند دو لعل تو خردسوز
سی بیت دگر بخواست گفتن
سی بیت فروختم به یک بیت
 
پنهان ز کجا شود چنان رو
می​بند نقاب توی بر تو
خورشید ز مطلع ترازو
صد غلغله عشق که تعالوا
وی تیر دو چشم تو جگرجو
مستیش کشید گوش از آن سو
بیتی که گشاده شد در آن کو
تعداد دفعات مشاهده: 68