متن شعر

جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی

جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی
از می عشق سرخوشم آتش عشق مفرشم
از سوی چرخ تا زمین سلسله​ای است آتشین
عشق مپرس چون بود عشق یکی جنون بود
عشق پرست ای پسر عشق خوش است ای پسر
راه تو چون فنا بود خصم تو را کجا بود
جان مرا تو بنده کن عیش مرا تو زنده کن
یک نفسی خموش کن در خمشی خروش کن
بی​دل و جان سخنوری شیوه گاو سامری
 
عشق پرست ای پسر باد هواست مابقی
پای بنه در آتشم چند از این منافقی
سلسله را بگیر اگر در ره خود محققی
سلسله را زبون بود نی به طریق احمقی
رو که به جان صادقان صاف و لطیف و صادقی
طاقت تو که را بود کآتش تیز مطلقی
مست کن و بیافرین بازنمای خالقی
وقت سخن تو خامشی در خمشی تو ناطقی
راست نباشد ای پسر راست برو که حاذقی
تعداد دفعات مشاهده: 66