متن شعر

دلا رو رو همان خون شو که بودی

دلا رو رو همان خون شو که بودی
در این خاکستر هستی چو غلطی
در این چون شد چگونه چند مانی
نه گاوی که کشی بیگار گردون
در این کاهش چو بیماران دقی
زبون طب افلاطون چه باشی
ایم هو کی اسیرانه چه باشی
اگر رویین تنی جسم آفت توست
همان اقبال و دولت بین که دیدی
رها کن نظم کردن درها را
 
بدان صحرا و هامون شو که بودی
در آتشدان و کانون شو که بودی
بدان تصریف بی​چون شو که بودی
بر آن بالای گردون شو که بودی
به عمر روزافزون شو که بودی
فلاطون فلاطون شو که بودی
همان سلطان و بارون شو که بودی
همان جان فریدون شو که بودی
همان بخت همایون شو که بودی
به دریا در مکنون شو که بودی
تعداد دفعات مشاهده: 80