متن شعر

پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می​رسد

پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می​رسد
نوبت عشق مشتری بر سر چرخ می​زند
جمله چو شهد و شیر شو وز خود خود فقیر شو
رحمت اوست کآب و گل طالب دل همی​شود
در ظلمات ابتلا صبر کن و مکن ابا
 
آب سیاه درمرو کآب حیات می​رسد
بهر روان عاشقان صد صلوات می​رسد
زانک ز شه فقیر را عشر و زکات می​رسد
جذبه اوست کز بشر صوم و صلات می​رسد
کآب حیات خضر را در ظلمات می​رسد
تعداد دفعات مشاهده: 177