متن شعر

چیست صلای چاشتگه خواجه به گور می​رود

چیست صلای چاشتگه خواجه به گور می​رود
در عوض بت گزین کزدم و مار همنشین
شد می و نقل خوردنش عشرت و عیش کردنش
زهره نداشت هیچ کس تا بر او زند نفس
صاف صفا نمی​رود راه وفا نمی​رود
ای خنک آن که پیش شد بنده دین و کیش شد
چند برید جامه​ها بست بسی عمامه​ها
آنک ز روم زاده بد جانب روم وارود
آن که ز نار زاده بد همچو بلیس نار شد
آن که ز دیو زاده بد دست جفا گشاده بد
بانمکان و چابکان جانب خوان حق شده
طبل سیاستی ببین کز فزع نهیب او
بس که بیان سر تو گر چه به لب نیاوری
 
دیر به خانه وارسد منزل دور می​رود
وز تتق بریشمین سوی قبور می​رود
سخت شکست گردنش سخت صبور می​رود
پخته شود از این سپس چون به تنور می​رود
مست خدا نمی​رود مست غرور می​رود
موسی وقت خویش شد جانب طور می​رود
چون که نداشت ستر حق ناکس و عور می​رود
وان که ز غور زاده بد هم سوی غور می​رود
وان که ز نور زاده بد هم سوی نور می​رود
هیچ گمان مبر که او در بر حور می​رود
وان دل خام بی​نمک در شر و شور می​رود
شیر چو گربه می​شود میر چو مور می​رود
همچو خیال نیکوان سوی صدور می​رود
تعداد دفعات مشاهده: 103